خرید بک لینک
این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است. در قرآن کریم به صورت اسمی یا به صورت فعلی زیاد آمده است. تقریباً به همان اندازه که از ایمان و عمل نام برده شده، از تقوا اسم برده شده است.از جمله کلماتی که در نهج البلاغه زیاد روی آن تکیه شده، کله تقوا است. این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است و در میان عامّه مردم هم این کلمه زیاد [به کار میرود] این کلمه از ماده وقی به معنای حفظ، صیانت و نگهداری است. معنای اتقاء، احتفاظ است، ولی تا کنون دیده نشده که در ترجمههای فارسی، این کلمه را به صورت حفظ و نگهداری ترجمه کنند. در ترجمههای فارسی اگر این کلمه به صورت اسمی [به کار میرود،] مثل خود کلمه تقوا یا کلمه متقین، به پرهیزکاری ترجمه میشود. مثلاًَ در ترجمه هدیً للمتقین گفته میشود: هدایت است برای پرهیزکاران. اگر به صورت فعلی [به کار رود،] خصوصاً اگر فعل امر باشد و متعلقش ذکر شود، به معنای خوف و ترس ترجمه میشود. مثلاً در ترجمه اتقوالله یا اتقوا النار گفته میشود: از خدا بترسید، یا از آتش بترسید.البته کسی مدعی نشده که معنای تقوا، ترس یا پرهیز و اجتناب است، بلکه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزی، ترک و پرهیز است و همچنین غالباً صیانت و حفظ نفس از اموری، با ترس از آن امور ملازم است، چنین تصور شده که این ماده مجازاً در بعضی موارد به معنای پرهیز و در بعضی موارد دیگر به معنای خوف و ترس [به کار رفته

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

بسم الله الرحمن الرحیم فهرست مطالب چکیده 4 مقدمه. 5 بیان مسئله. 7 راههاي رشد احساس احترام به خود. 10 احترام به خویشتن.. 10 احترام به دیگران از دیدگاه بزرگان.. 11 فروتني و تواضع. 12 همدلی و همدردی.. 12 پذیرش... 13 نتیجه گیری.. 16 آینهای باشید برای کودکانتان.. 17 قوانین یک زندگی جدی.. 17 اعتماد کنید. 18 کوتاه سخن بگوییم. 18 ذره بینی در دست کودکان.. 19 منابع و ماخذ. 20 چکیده در مقاله حاضر به بررسی پرسش مهر سال تحصیلی 97-1396 از نگاه رئیس جمهور می پردازیم و به این مسئله از دیدگاه علمی آموزشی و قرآن و روایات می پردازیم. در نهایت پیشنهاداتی به اولیاء و عوامل آموزشی مدارس ارائه می دهیم که با بکار گیری آنها آینده کشور را به آینده سازانی متعهد،مدبر،با تحمل و قابلیت مذاکره در جهان بسپارند. آنچه می بایست در مدارس کشور ما صورت پذیرد ،ایجاد روحیه و فرهنگ تعامل پذیری با یکدیگر و تحمل افکار و اعتقادات دیگران است. در صورتی که دانش آموزان ،معلمین و حتی اولیاء بتوانند این فرهنگ را در دانش آموزان و در محیط آموزشی نهادینه سازند،در آینده افرادی انتقاد پذیر و با روحیه تعامل بیشتر و ارتجاع پذیر خواهیم داشت. در سال تحصیلی اخیر همانگونه که واقفیم رئیس جمهور محترم پرسش مهر را طوری عنوان کرد که به بررسی این موضوع پرداخته شود. با توجه به وضعیت دنیای کنونی در کشور ما می بایست دانش آموزانی تربیت شود که

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

پاسخ به پرسش مهر 97-96 رئیس جمهور در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران را چگونه تمرین کنیم؟

محبت ،چنان که پیامبر برای عیادت آن مریض رفت،و او را بوسید. همانند ایشان که اینگونه محبت را نشان میدهد.ساعت 2:39 دقیقه نیمه شب فقط به عشق خودت>خودش میدونه باکی ام.خدا را چه دیدی شاید همین فردا خودش اینو خوند.

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

برخورد منطقی با آرامش ذهنی در مقابل نظرات مخالف با ما یک مهارت شگفت انگیز است که باید آنرا کسب کنید. به گزارش آلامتو و به نقل از وبسایت چطور؛ مغز بشر در مقابله با نظرات متضاد با نظر خودش، میتواند به مرز انفجار برسد! تأثیری که فرگشت روی انسان گذاشته است، باعث شده هروقت احساس میکنیم خطری ما را تهدید میکند، به فکر محافظت از خودمان باشیم. درست است که مثل بز شاخ نمیزنیم یا مثل خرگوش فرار نمیکنیم، اما عکسالعملهای دفاعی ما هم به همان اندازه خودکار و غریزی ست. در دوطرف مغز، پشت کرهی چشم و اعصاب بینایی، غدد آمیگدال (Amygdala) قرار دارند. دکتر بسل ون در کلک (Dr. Bessel Van Der Kolk) در کتاب The Body Keeps The Score به آمیگدال لقب آژیر خطر را داده و آن را مسئول تشخیص ترس و آمادهسازی بدن برای مقابله با آن میداند. وقتی خطری تهدیدمان میکند، آمیگدال با هشدار دادن به مغز، باعث آغاز زنجیرهای از واکنشهای شیمیایی میشود. هورمونهایی مثل آدرنالین و کورتیزول در خون جریان پیدا میکنند و در کسری از ثانیه، آمادگی لازم برای فرار یا مقابله با عامل خطر را ایجاد میکنند. تغییراتی مثل افزایش ضربان قلب و عرق کردن کف دستها را بلافاصله میتوان حس کرد. نفسنفس زدن، اکسیژن لازم را برای فرار از مهلکه تأمین میکند. این حالت شباهت زیادی به هواپیماربایی دارد. با این توضیح که بدن انسان نقش هواپیما را دارد

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

اگر انسان به دیگران احترام بگذارد دیگران نسبت به وی احترام خواهند گذاشت و اگر به آنها اهانت کند مورد اهانت آنان قرار خواهد گرفت. بعضی از افراد به هیچ کس اعتماد ندارند بلکه به همه بدبین و بدگمانند عده ای هم کاملاً بر عکس این دسته اند کدام یک از این دو نگرش صحیح است؟ جواب این است که نه خوش گمانی مطلق، درست است و نه بد گمانی مطلق، بلکه شیوه درست آن است که در رفتار خود با مردم به آنان احترام بگذاریم. برای همکاری با هر انسانی پیش از هر چیز باید به او احترام بگذاریم. هیچ انسانی حاضر نمیشود برای دست یافتن به چیزی از حیثیت و احترام خود مایه بگذارد حتی کودکان برای خود احترام و کرامت قایلند و انتظار دارند که مردم با آنان با این دید رفتار کنند. برای به دست آوردن دل مردم باید از اعتقاد به بزرگی و برتری خود بر دیگران چشم بپوشیم و خود را یکی از آنان و هم ردیف ایشان بدانیم. مردم طبعاً کسی را که به آنان اعتماد به نفس بدهد دوست دارند و از کسی که این اعتماد را از آنها سلب کند متنفرند. بنابراین، آن دوستی که بر اساس احترام متقابل استوار نباشد دوستی پایان پذیر و ازهمان آغاز محکوم به شکست است. از امور قطعی که در خور شک و تردید نیست آن است که اگر انسان به دیگران احترام بگذارد دیگران نسبت به وی احترام خواهند گذاشت و اگر به آنها اهانت کند مورد اهانت آنان قرار خواهد گرفت.

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

براساس آموزههای قرآنی، کرامت انسانی به سبب تخلق به اخلاق الهی است. انسانها میبایست با عمل به قوانین و احکامی آن را فعلیت بخشند و متخلق به اخلاق الهی شوند. راهی که انسان از طریق آن به خلق الهی دست مییابد، راه عبودیت است که بوسیله عقل و وحی تبیین شده است.خداوند در آیاتی از جمله آیه70 سوره اسراء از کرامت انسان سخن به میان میآورد و در آیات دیگر علت این کرامت انسانی را دست یابی انسان به اسماء و صفات الهی میداند که توانایی و ظرفیت خدایی شدن را به او بخشیده است و بر همین اساس همه ما سوی الله از فرشتگان مقرب تا دیگر موجودات، سجده اطاعت بر او برده و در خدمت انسان درآمدند. (بقره، آیات30تا34)

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار! اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند. همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند. اختلاف نظر چه در جامعه و چه در مدرسه در بین گروههایی مثل دانش آموزان یکی از عوامل مهم تغییرات اجتماعی گروهی و فردی محسوب میشود و یک امر مورد نیاز در جامعه و مدرسه به شمار میآید. زیرا نمیتوان گفت همه دانش آموزان یک مدرسه یک شکل و با یک طرز فکر هستند و یک خط فکری را دنبال میکنند و عقاید و نظرات مشترکی دارند. وجود اختلاف نظر و تفاوت افکار و طرز فکر در یک مدرسه یک امر طبیعی است. اگر این امر در درون مدرسه و مشکلات ناشی از آن در آن تأثیرات زیادی بر جای گذارد خشونت، قهر و بسیاری از این رفتارها بیشتر میشود در مقابل شادی و نشاط کاهش پیدا میکند. و این برای محیطهایی چون مدرسه ناخوش آیند است.هنگامی که دانش آموزی تک بعدی به مسئله نگاه میکند و حرف خود را مبنا

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

پیش از هر چیز باید گفت همانقدر که دیگری به خود حق میدهد که از شما انتقاد کند، در بسیاری از موارد، شما نیز بهسادگی میتوانید بگویید: «من از شما نظر نخواستم»، مگر اینکه نمایندهی مردم، مسئول یا صاحب سِمَتی باشید و پاسخگویی جزء وظایف شما باشد در غیر این صورت، میتوانید تا آخر بشنوید، اما مجبور نیستید صحت و سقم حرف گوینده را تأیید کنید. میتوانید حق را به او بدهید. همچنین میتوانید اثربخشی پیشنهادهایی را که به شما میشود، تأیید کنید اما به آنها عمل نکنید. به لحن منتقد توجه کنید و بدون طعنه و کنایه از او بپرسید: چه هدفی از انتقاد داری؟ واقعا میخواهی به من کمک کنی؟ واقعا کیفیت کار من برای تو اهمیت دارد؟ واقعا فکر میکنی اگر انتقاد نکنی حقی از تو ضایع میشود؟ اصلا چه انتظاری از من داشتهای که هنوز برآورده نشده است؟ بعد بررسی کنید آیا آنچه مدنظر دارد، برای شما نیز مهم است؟ از او بپرسید نقص موجود، چقدر به کل کار صدمه زده است؟ آیا اینها باعث شدهاند که نقاط مثبت به چشم نیایند؟ بیشتر از او سؤال کنید تا دریابید پشت استدلالهایی که ارائه میکند، چه انگیزههای ناپیدایی وجود دارد؟ آخر سر از او بپرسید که فکر میکند چند نفر دیگر با او هم عقیده هستند؟ چند نفر مایل به تغییر وضع فعلی هستند؟ و درنهایت چه پیشنهادهایی برای بهبود وضع موجود دارد؟ فرض کنید منشی یک شرکت هستید.

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:10

صفحه بندی